عاشقی
یکشنبه 18 آذر ماه سال 1386
در حسرت یک بوس کوچولو

به من میگفت : آنقدر دوستت دارم که اگر بگویی بمیر... می میرم . . . . . . . باورم نمی شد . . . . فقط

برای یک امتحان ساده به او گفتم بمیر . . . ! سالهاست که در تنهایی پژمرده ام ...کاش امتحانش

 نمی کردم ...

 

یکشنبه 18 آذر ماه سال 1386
بده دستاتو به دستام... تا با هم کلبه بسازیم

پرسید می‌دونی پرنده ای که روی گل میخونه و پروانه چه فرقی دارند؟

گفتم هر دو عاشقند!

گفت پرنده عشقش رو فریاد می‌کنه، داد می‌زنه که عاشقه

و وقتی گل پر پر شد می‌ره سراغ یه گل دیگه

اما پروانه...

دور معشوق می‌چرخه و می‌گرده و می‌سوزه و

هیچی نمی‌گه...

 و تو...!  پرنده ای یا پروانه؟